سرزمینم

هر طرف که لاله ایست، چکیده ایست از شاهرودی به نام رگ

هر طرف که سنگیست، سبزه ایست که دل دارد می روید و با روزگار همگام می شود

هر جا کبوتریست، داستانیست به نام زندگی

هر کجا زندگیست، تندیسی است از محبت به نام عشق

هر کجا عشقیست، حادثه ایست به نام سوختگی

هر کجا سوختگیست، خاکستریست به نام وجود

هر  کجا وجودیست، کوهیست به نام صبر

هر طرف که صبریست، آه سردیست به نام نفس

هر کجا نفسی است، قفسی است از مهر به نام تن

هر کجا تنیست، شاهراهیست به نام حلق

هر کجا که حلقیست، شیشه ایست به نام بغض

هر طرف که بغضیست، چشمه ایست به نام چشم

هر طرف که چشمیست، رودیست به نام اشک

هر جا که اشکیست، نامیست با نام وطن

هر کجا وطن است، پیوندیست بین اشک و دلدادگی

هر طرف که پیوندیست، جویباری جاریست که لاله ای را آبیاری می دهد

هر جا که لاله ایست، شقایقی همدم اوست

                       و آنجا که شقایق هست زندگی باید کرد 

/ 0 نظر / 7 بازدید