کیمیا خاتون

تقدیم به تمامی دخترانی که به کیمیای درون خویش ایمان دارند.

این متن را می­بایست به عنوان اولین نوشته وبلاگم ثبت می­کردم. دلیل موجهی برای این تعویق پیدا نمی­­کنم. در هر صورت بر خود لازم دانستم تا به شرح مختصری از انتخاب نام کیمیا خاتون بپردازم.

من به رمان­های تاریخی که در آن­ها زندگی واقعی شخصیت­های مختلف در قالب رمان بازگو می­شود، علاقه زیادی دارم. کیمیا خاتون نام کتابی با همین عنوان از نویسنده گرامی سرکار خانم سعیده قدس است.

به جرات می­توانم بگویم یکی از زیباترین رمان­های تاریخی که تاکنون خوانده­ام، کیمیا خاتون بوده است. شاید ادبیات به کار رفته در این کتاب بود که بیش از پیش مرا به نوشتن ترغیب کرد.

جا دارد از نویسنده این اثر و نیز یکی از بستگانم که این کتاب را به من معرفی کرد کمال تشکر را داشته باشم.

خالی از لطف نیست خلاصه­ای از کتاب که به عنوان متن پشت جلد آن نیز انتخاب شده است در این جا آورده شود.

خلاصه­ای از کتاب:

"کیمیا خاتون دختر محمد شاه ایرانی و کراخاتون زیباروی اکدشانی است. مادرش پس از مرگ شوهرش به عنوان همسر دوم به عقد و ازدواج محمد جلال­الدین بلخی درآمد و کیمیا خاتون پس از ازدواج مادرش ساکن حرم مولانا شد. داستان حیرت­انگیز زندگی او بالمال نگاهی نیز به بخشی از زندگی واقعی خانوادگی و به عبارت دیگر بعد انسانی حیات مولانا دارد یعنی آن بخش از زندگی او که همواره در سایه عظمت ابعاد روحانی، عرفانی و فراانسانی شخصیتش به محاق فراموشی سپرده شده. از همین روی است که هرچند این رمان تاریخی برداشتی خیال­پردازانه از یک ماجرای واقعی می­باشد سعی بسیار رفته تا واقعی­ترین تصویر خیالی ارائه شود."

خواندن این کتاب را به تمامی کیمیا خاتون­ها توصیه می­کنم.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید